










* اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمی کنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.
لطفا دوباره بخوانيد!
ما که نگفتيم از ما کسی انتقاد نکند.
ما که حرفی نداريم.
من از انتقاد استقبال می کنم.


حدود 2 سال پيش يک دوست عزيز پيشنهاد کرد که کتاب خوندن رو جز برنامه های اصلی زندگی ام قرار بدم. واينکه حداقل ماهی و در صورت امکان هفته ای يک کتاب رو بخونم. در طول 24 ماه و حدود 100 هفته گذشته، من حدود 40 کتاب رو خوندم.
اولين کتاب و آخرين کتابی که در طول اين مدت خوندم (که قبلا در موردش اينجا مطلبی رو نوشته بودم) کتاب مکتب در فرآيند تکامل بود.
کتابی که به بررسی تاريخی فرن های دوم و سوم و اوايل قرن چهارم و بررسی وضعيت تاريخی تشيع بر اساس اسناد تاريخی برجا مانده از اون دوره می کنه.
روايت اين کتاب از تاريخ تشيع و اين که چطور امامان در ميان مردم زندگی می کردن و چه جايگاهی داشتن و همينطور چطور امام دوازدهم به عنوان قائم در بين شيعيان معرفی شد و ... روايت مفيديه که به يک بار خوندنش می ارزه.
اينکه اونچه در آن دوره اتفاق افتاده چقدر با ذهنيت من از اونها فرق داشت برای من خيلی جذابيت داشت. به شما هم پيشنهاد می کنم حتما اين کتاب رو بخونيد.
اين کتاب روايت متفاوتی از اونچه که امروز به صورت رسمی از امامان عنوان می شه ارايه می ده. بنابراين طبيعی که مخالفت هايي هم با اون بشه. اينجا می تونيد يکی از نقد هايي که بر اين کتاب نوشته شده را بخونيد.
... به همین خاطر است که باید این جایزه را با هرکس که مشتاقانه در پی عدالت و شرافت انسانی است، تقسیم کرد. با زن جوانی که در خیابانها به تظاهرات سکوت می رود تا از این طریق صدای اعتراضش شنیده شود، حتا اگر در مواجهه با گلوله ها و برخوردها قرار بگیرد-با رهبری که چون تعهدش به دموکراسی را زیر پا نمی گذارد پس در حبس خانگی قرار می گیرد - برای سربازی که جانش را در راه وظیفه برای فرد دیگری در آنسوی دنیا و آنهم در عملیاتی از یک جا پس از عملیات دیگر در جایی دیگر فدا می کند و برای همه مردان و زنانی که در هر سوی دنیا امنیت، آزادی و گاهی جانشان را برای صلح فدا می کنند.
{منبع}
ما در انتظار باران رحمت بوديم، که سيل آمد.

می دانم که می توانم
بايد برای توانستن، همه با هم آواز بخوانيم.
"ری را" لطفا توهم دوتار مختوم قلی را باخودت بياور
من يکی را می شناسم که صبح ها ليبرال است،
ظهرها چپ می زند، غروب که از کوچه های تاريک می گذرد،
زير لب می گويد "بسم اله ...!
" هيهات "ری را" !
من برای کبوتران کوهی توراتی نوشته ام
تمام کلماتم از قله به قله می گذرند
چرا که هنوز خورشيد را کسی نديده است، که از چاه طلوع کند.
{سيد علی صالحی، نامه ها، دفتر چهارم، 4/4/1366}
***********
....
افرادي اين مطالب را به من گفتهاند كه داراي پستهاي حساس در اين كشور بودهاند. نيروهاي نام و نشان داري كه تعدادي از آنها نيز از رزمندگان دفاع مقدس بودهاند. اين افراد اظهار داشتهاند، اتفاقي در زندانها رخ داده است كه چنانچه حتي اگر يك مورد نيز صدق داشته باشد، فاجعهاي است براي جمهوري اسلامي كه تاريخ درخشان و سپيد روحانيت تشيع را تبديل به ماجراي سياه و ننگين ميكند كه روي بسياري از حكومتهاي ديكتاتور از جمله رژيم ستمشاهي را سفيد خواهد كرد.
....
اما موضوع مطرح شده از اين قرار است:
عدهاي از افراد بازداشتشده مطرح نمودهاند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نمودهاند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كردهاند به طوريكه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديدهاند و در كنج خانههاي خود خزيدهاند.
.....
{نامه مهدی کروبی را اينجا بخوانيد}
***********
می گن اوس کریم جای نا حق ننشسته ...
واقعیتهای کهریزک چه وقت آشکار خواهد شد؟
احساساتمان را بیان خواهیم کرد ولی نفرت را در وجودمان نخواهیم پرورد.
:(
بگذرد اين روزگار تلخ تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آيد
و اما بعد، ترجيح ميدهم از خود هيچ نگويم. در اين شماره تنها اصولي از قانون اساسي را مينويسم كه به نظر ميآيد ميراث خون هزاران شهيد و مجاهدتهاي "امام خميني" بوده، و اين روزها آشكارا شاهد نقض رفتاري مفاد آنها هستيم. در پست بعدي قطعاتي از نهجالبلاغه خواهم نوشت در جواب آن "دوست" تا ببيند حتي عليِ بزرگ در صفين با معاويه و اصحابش آن نكرد كه اين روزها بر مردم و حتي ياران نزديك امام خمينياي رفته است، كه برخي كامنتنويسان عزيز با تكيه بر تقرب به ايشان به مباح كردن آنچه بر مردم اين روزها رفته است، پرداختند.
اصل ۳- دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
6. محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی.
7. تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون.
8. مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش.
اصل ۲۰ - همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
اصل ۲۳ - تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
اصل ۲۷- تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
اصل ۳۲- هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام باید با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شود و حداکثر ظرف مدت بیست و چهار ساعت پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. مختلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۶- حکم به مجازات و اجراء آن باید تنها از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.
اصل ۳۸ - هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و
یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و
چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.
متخلف از این اصل طبق قانون مجازات میشود.
اصل ۳۹ - هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.

Recent events in Iran have filled me with shock and mounting horror, and I send my heartfelt sympathies and support to all my friends and fans there who may have been caught up in what has become a huge international story. Many people all over the world have reacted with anger and dismay at what appears to be blatant violations of basic human rights to freedom, health and happiness, and I sincerely hope that there will be a proper and fair resolution to these serious and opposing points of view, in this country with such a rich and important history, and a place that I hRecent events in Iran have filled me with shock and mounting horror, and I send my heartfelt sympathies and support to all my friends and fans there who may have been caught up in what has become a huge international story. Many people all over the world have reacted with anger and dismay at what appears to be blatant violations of basic human rights to freedom, health and happiness, and I sincerely hope that there will be a proper and fair resolution to these serious and opposing points of view, in this country with such a rich and important history, and a place that I have come to regard with respect and affection.

